داس . [ سِن ْ ] (ع ص ) هو داس لا زاک ؛ او کم شونده است نه گوالنده . (منتهی الارب ).
داس . (اِخ ) نام مردم طایفه ای که سترابون در کتاب خود از آنان در ردیف مردمان معروف اروپا نام برده است . (ایران باستان ج 1 ص 92). نام سکنه ٔ کشور داسی . رجوع به داسی شود....
فرهنگ عمید
داس.
۱. آلتی آهنی و سرکج با دستۀ چوبی که دم آن تیز و دندانه دار است و با آن گیاه ها و حاصل مزارع را از روی زمین درو می کنند، جاخسوک، جاخشوک، جاغسوک، خاشوش: مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشتهٴ خویش آمد و هنگام درو (حافظ: ۸۱۴ ).۲. [قدیمی] سیخ های نازک و دراز خوشۀ جو و گندم، سوک، اخگل: فلک سفله نحس گردد و سعد / خوشهٴ عمر دانه دارد و داس (مسعودسعد: ۲۵۳ )....
فرهنگ معین
(اِ. ) ابزاری آهنی و سرکج شبیه هلال ماه که دسته ای چوبی دارد، لبة آن تیز و دندانه دار است که با آن محصولات کشاورزی را درو می کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
داس (sickle)وسیله ای کهن برای برداشت محصول، دارای دستۀ چوبیِ کوتاه و تیغۀ ارّه ای و هلالی شکل. استفاده از آن از ۱۰,۰۰۰پ م تا قرن ۱۹ در خاورمیانه و اروپا برای برداشت گندم، جو و یولاف رایج بود.wikijoo: داس داس (رایانه). داس (رایانه)(DOS)مخفف عبارت Disk Operating System به معنای سیستم عامل دیسکی. یعنی سیستم عاملی که بر روی رایانه هایی با حافظه جانبی از نوع دیسک کار می کند. Dos یکی از انواع سیستم های...
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آلتی آهنین و منحنی دارای دستهای چوبی که با آن غله و گیاهان را در کشتزارها درو کنند نام مردم طایفهای که سترابون در کتاب خود از آنان در ردیف مردمان معروف اروپا نام برده است
دانشنامه عمومی
داس یکی از ابزارآلات دستی کشاورزی است که از دسته ای معمولاً چوبی و تیغه ای آهنی به شکل قوس تشکیل شده است که این قوس می تواند نیم دایره ای یا بیشتر باشد. بخش داخلی این تیغه تیز و برنده است و کشاورز از آن برای دروی محصولاتی همچون گندم و جو یا علف و یونجه در هنگام برداشت استفاده می کند. شکل نیم دایره ای و تیغهٔ تیز درونی داس به کشاورز این امکان را می دهد تا ساقه های گیاه را درون آن قرار داده و از انت...