کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داروی-بی-هوشی | کلماتور
معنی کلمه : داروی بی هوشی
تلفظ بین المللی :
/dˈɑruːjˌe bi hˈuʃi/
تلفظ :
[d'ARu:j,e bi h'uSi]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بیهوش دارو
داروی دل خوش کنک و بی اثر
دارای تهور بی مورد
بی هوش داری
بی ارپی داتو سیکاتونا
دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
راهنمای دارویی
راهنمای دارویی بیمارستانی
راهنمای دارویی ملی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
anesthetic (صفت)داروی بی هوشی، بیهوشانه، بی هوش کننده، کم کنندهء حسanaesthetic (صفت)داروی بی هوشی، بیهوشانه، بی هوش کنندهanesthesia (اسم)بیهوشی، بی حسی، داروی بیهوشی، حسگیر، هوش بریanaesthesia (اسم)داروی بیهوشی، حسگیر، هوش بری...
کلمات مرتبط
بیهوش دارو
داروی دل خوش کنک و بی اثر
دارای تهور بی مورد
بی هوش داری
بی ارپی داتو سیکاتونا
دُش کاری جنسی موادی ـ دارویی
راهنمای دارویی
راهنمای دارویی بیمارستانی
راهنمای دارویی ملی
نظرات