کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دارافزین | کلماتور
معانی کلمه : دارافزین
تلفظ بین المللی :
/dˈɑrˈɑfzin/
تلفظ :
[d'AR'Afzin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
دارفزین
دارآفرین
دارابزین
دادآفرین
دادافرین
داروزین
داربزین
دارمرزین
داذآفرین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
دارافزین. [ رْ اَ ] ( اِ ) دارآفرین. تکیه گاه و محجر تخت و صفه و بام و تکیه گاه مطلق. ( انجمن آرا ). دارابزین :
بخیره چشمی سوراخهای دارافزین
بسرخ رویی دیوارهای آتشدان.
روحانی سمرقندی.
رجوع به دارآفرین شود.
فرهنگ عمید
۱. پناهگاه.
۲. تکیه گاه.
۳. نرده، تارم.
۴. سکو.
۵. تارمی که جلو اتاق یا ایوان درست کنند.
۶. تکیه گاه تخت.
فرهنگ معین
(اَ ) (اِ. ) = داربزین . داروزین : ۱ - نرده ای که جلو اتاق یا ایوان درست کنند. ۲ - تکیه گاه ، طارمی .
کلمات مرتبط
دارفزین
دارآفرین
دارابزین
دادآفرین
دادافرین
داروزین
داربزین
دارمرزین
داذآفرین
نظرات