کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دار-الخیل | کلماتور
معانی کلمه : دار الخیل
تلفظ بین المللی :
/dˈɑr alxˈejl/
تلفظ :
[d'AR alx'ejl]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قزل الای خال دار
دارای دانه های خیلی ریز
دارالخیل
دارای خالهای جرب مانند
دارای چشمها یا خالهای رنگارنگی
دار الغرور
دار الوکاله
دار النگات
دار ال اخره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دارالخیل. [ رُل ْ خ َ ] ( اِخ ) از قصرهای خلفای عباسی در بغداد. کاخی بود بسیار عظیم و ایوانی داشت که طول و عرض آن هر یک هزار ذراع بود و در اعیاد، و هنگام ورود رسولان و پیکان دیگر کشورها در هرطرف آن پانصد اسب سوار می ایستاد. ( معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
از قصر های خلفای عباسی در بغداد
کلمات مرتبط
قزل الای خال دار
دارای دانه های خیلی ریز
دارالخیل
دارای خالهای جرب مانند
دارای چشمها یا خالهای رنگارنگی
دار الغرور
دار الوکاله
دار النگات
دار ال اخره
نظرات