Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : داد بیداد

تلفظ بین المللی : /dˈɑd bˈidɑd/ تلفظ :‌ [d'Ad b'idAd]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • داد و بیداد
  • داد و بیداد راه انداختن
  • داد و بیداد کردن
  • داد و بیداد کن
  • ای داد بیداد
  • بیداد و داد
  • ای داد و بیداد
  • اواز داد و بیداد
  • علی بابا و چهل دزد بغداد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

داد بیداد. [ دِ ] ( صوت مرکب ) جمله ای که برای نمودن پشیمانی و حسرت گویند: ای داد بیداد.

فرهنگ فارسی

جمله ای که برای نمودن پشیمانی و حسرت گویند ای داد بیداد .

کلمات مرتبط

  • داد و بیداد
  • داد و بیداد راه انداختن
  • داد و بیداد کردن
  • داد و بیداد کن
  • ای داد بیداد
  • بیداد و داد
  • ای داد و بیداد
  • اواز داد و بیداد
  • علی بابا و چهل دزد بغداد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات