خیک. ( اِ ) آوند چرمین که در آن آب حمل می کنند. مشک. ( ناظم الاطباء ). مشکی که در آن شراب و شیره و روغن کنند. ( آنندراج ). خی. نِحی. قِربَة. زق. سقاء. عَجوز. ( یادداشت مؤلف ). فرق خیک و مشک آنست که پشم خیک برجاست و از آن مشک سترده است : پس بفرمود تا از بهر ایشان طعام ساختند بره بریان کردند و خیکی می بیاوردند و آنروز طعام و شراب داد. ( ترجمه طبری بلعمی ).خیز و پیش آر از آن می خوشبوی زود بگشای خیک ...
فرهنگ عمید
۱. کیسه ای که از پوست دباغی شدۀ گوسفند، برای نگهداری آب، دوغ، شراب، و دیگر مایعات تهیه می شود، مَشک. ۲. [عامیانه، مجاز] شکم برجسته.
فرهنگ معین
(اِ. ) مَشک ، ظرف چرمین که در آن آب ، دوغ ، روغن و مانند آن ریزند.
فرهنگ فارسی
مشک، ظرف چرمی بزرگ، دباغت، خی هم گفته شد ( اسم ) ظرفی چرمین که در آن آب روغن شیره و جز آن کنند مشک . یا خیک اش پر است . سیر است .
دانشنامه عمومی
(گنابادی) خواب آلود، خوابالو، کسی که زیاد می خوابد و همیشه در حال چرت زدن است.
خیک یا مَشک ظرف چرمینی از پوست گوسفند و بز و گوساله است که برای حمل و نگهداری آب، دوغ، روغن و غیره در بین ایلات و عشایر از آن استفاده می شود.پوست گوسفند که درست و بدون شکافتن از وسط کنده باشند و در آن ماست و دوغ و آب و جز آن بریزند را خیک یا خیگ می گویند. اگر پشم روی این پوست نیز کنده و دباغی شده باشد به آن مَشک گ...
گویش مازنی
شکم برآمده و بزرگ
خیک – پوست گوسفند یا بز که پنیر و کره در آن نگه دارند
/Khik/ خیک – پوست گوسفند یا بز که پنیر و کره در آن نگه دارند & شکم برآمده و بزرگ