کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خیل-باش | کلماتور
معانی کلمه : خیل باش
تلفظ بین المللی :
/xˈejl bˈɑʃ/
تلفظ :
[x'ejl b'AS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سحر خیز باش تا کامروا شوی
صنار بده اش به همین خیال باش
بااوج خیل
به همین خیال باش
خواب دیدی خیر باشه
خیر باشد
من باید خیلی خوش شانس باشم
با جست و خیز حرکت کردن
با خال تزئین کردن
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خیل باش. [ خ َ / خ ِ ] ( اِ مرکب ) فرمانده لشکر .
چه خوش گفت بکتاش با خیل باش
چو دشمن خراشیدی ایمن مباش.
سعدی ( گلستان ).
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
army commander (اسم)خیل باشcavalry commander (اسم)خیل باشtroop commander (اسم)خیل باشcommander-in-chief (اسم)فرمانده، خیل باش، سپهبد، سردار...
کلمات مرتبط
سحر خیز باش تا کامروا شوی
صنار بده اش به همین خیال باش
بااوج خیل
به همین خیال باش
خواب دیدی خیر باشه
خیر باشد
من باید خیلی خوش شانس باشم
با جست و خیز حرکت کردن
با خال تزئین کردن
نظرات