Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خیزنده

تلفظ بین المللی : /xizˈande/ تلفظ :‌ [xiz'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • افتنده و خیزنده
  • دید خزنده
  • رشد خزنده
  • گیاه خزنده
  • خزنده شناسی
  • حیوان خزنده
  • متخصص خزنده شناسی
  • خزنده دوپا
  • خزنده ماهی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

خیزنده. [ زَ دَ / دِ ] ( نف ) خیزکننده. جهنده. || برپای خاسته. بلند شونده. || لغزنده. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) نوعی از بازی کودکان که بتازی زحلوفه گویند و آن چنان است که کودکان بر توده خاک تر می نشینند و دست از خود برداشته فرو می لغزند. ( ناظم الاطباء ). رمزک. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جهنده جست زننده . ۲ - آنکه از زمین بلند شود و بپا ایستد .

گویش مازنی

از انواع کرم ها

/Kheyzande/ از انواع کرم ها

کلمات مرتبط

  • افتنده و خیزنده
  • دید خزنده
  • رشد خزنده
  • گیاه خزنده
  • خزنده شناسی
  • حیوان خزنده
  • متخصص خزنده شناسی
  • خزنده دوپا
  • خزنده ماهی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات