معانی کلمه : خیام
لغت نامه دهخدا
خیام . [ خ َی ْ یا ] (اِخ ) یکی از آثار دوره ٔ صفوی شهر اسپاهان است . (یادداشت مؤلف ).
خیام . [ خ ِ ] (ع اِ) یومی از ایام معروف عربان است که درآن خیمه ها برافراشته بودند. (یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ عمید
خیمه#NAME?
= خیمه
فرهنگ معین
(خَ یّ ) [ ع . ] (ص . )خیمه دوز، خیمه فروش .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: xayyām) (در اعلام) حکیم عمر خیام نیشابوری فیلسوف ، ریاضیدان ، منجم و شاعر نامدار ایران در قرن پنجم (هـ.ق) .
مترادف و متضاد
خیمهباف، خیمهدوز
tentmaker (اسم)
خیمه دوز، خیام
