خیاط. [ خ َی ْ یا ] (اِخ ) جرجی افندی از ادیبان و شاعران حلب بود.
خیاط.[ خ َی ْ یا ] (اِخ ) حبیب از پزشکان عرب و یکی از اطباء بیمارستان قصرالعینی بود. (از معجم المطبوعات ).
(خَ یّ) [ ع . ] (ص فا.) درزی ، کسی که لباس می دوزد.
( ~.) [ ع . ] (اِ.) 1 - آنچه بدان جامه دوزند. 2 - سوزن . 3 - گذرگاه ، معبر.
درزی، دوزنده
جامه دوز، دوزنده