خویشتن دار.[ خوی / خی ت َ ] ( نف مرکب ) خوددار. بردبار. عفیف. عفیفه. پرهیزگار. صبور. ( یادداشت مؤلف ) : خویشتن دار باش و بی پرخاش هیچکس را مباش عاشق غاش.رودکی.مهلب [ بن ابی صفره ] اندر سپاه عبدالرحمن بود اما خویشتن دار و بخرد و مردانه کاری بود. ( تاریخ سیستان ). هرون سخت خردمند است و خویشتن دار. ( تاریخ بیهقی ). پسرش بخردتر و خویشتن دارتر است و همه خدمتی را شاید. ( تاریخ بیهقی ). هر مردی که وی تن...
فرهنگ عمید
۱. = خوددار ۲. کسی که خود را از ارتکاب کارهای ناپسند نگه می دارد، پارسا.
فرهنگ معین
( ~. ) (ص فا. ) نک خوددار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که اختیار نفس خود را در دست دارد و از ارتکاب اعمال ناپسند خودداری میکند خوددار . خوددار، بردبار، شکیبا، جلوهوسهای نفس راگرفتن
دانشنامه عمومی
شکیبا، صبور، کسی که می تواند خود را کنترل نماید.
خویشتن دار (فیلم). خویشتن دار (انگلیسی: Stoic) یک فیلم هنری درام به نویسندگی و کارگردانی اووه بول است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ادوارد فرلانگ و شان سیپس اشاره کرد.۲۲ ژوئن ۲۰۰۹ (۲۰۰۹-06-۲۲) (بریتانیا)wiki: خویشتن دار (فیلم)...