خوی . [ خ َ ] (ع ص ) شکم تهی . (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خوی . [ خ ُ وی ی ] (ع مص ) خالی شدن خانه از اهل خود. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خو xu#NAME?
مایعی که از غدههای زیر پوست بدن تراوش میکند؛ عرق.
(خُ) (اِ.) عَرَق .
(اِ.) عادت ، خصلت .
تعرق، عرق
آبدهان، تف، خدو، خیو
۱. تعرق، عرق
۲. آب دهان، تف، خدو، خیو