کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خون-در-میان-بو | کلماتور
معنی کلمه : خون در میان بو
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn dˈar mˈiɑn bˈuː/
تلفظ :
[x'u:n d'aR m'iAn b'u:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خون در میان بودن
در میان خود پذیرفتن
درمان با خون بند ناف
درمان ضد پرفشاری خون
قنات کلاته خان درمیان
خون در بدن داش
خون در بدن داشتن
خون در جگر کردن
خون در دل افتا
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خون در میان بودن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب )کنایه از جنگ در میان بودن. ( آنندراج ) :
در میان روز و شب خون در میانست از شفق
خوش بهم این هر دو را دست و گریبان کرده ای.
صائب ( از آنندراج ).
|| قتل در میان بودن. پای کشتن کسی در بین بودن.
کلمات مرتبط
خون در میان بودن
در میان خود پذیرفتن
درمان با خون بند ناف
درمان ضد پرفشاری خون
قنات کلاته خان درمیان
خون در بدن داش
خون در بدن داشتن
خون در جگر کردن
خون در دل افتا
نظرات