خوشدل. [ خوَش ْ / خُش ْ دِ ] ( ص مرکب ) بانشاط. شادان. مسرور. مقابل غمین. مقابل غمگین : چون به خانه آید خوشدل باشد و چون به صحرا رود اندوهگین بود. ( قصص الانبیاء ).با دوستان توخوشدل و مر دشمنانت رادرمانده گشته با غم و بی غمگسار دل.سوزنی.یک رادمرد خوشدل و خندان نیافتم.خاقانی.نه حواری صفت است آنکه ازواسقفان خوشدل و عیسی دژم است.خاقانی.تو خوشدل باش و جز شادی میندیش که من یکدل گرفتم کار در پیش.نظامی.ج...