کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوشبوی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خوشبوی کردن
تلفظ بین المللی :
/xoʃbˈuːje kˈardan/
تلفظ :
[xoSb'u:je k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خوشبو کردن
خوشبخت کردن
خوبی کردن
خوشدلی کردن
خوشبوی
خوشبوی ساختن
خوشبوی شدن
خوشبوی فروش
خوشبوی ناک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوشبوی کردن. [ خوَش ْ / خُش ْ ک َ دَ] ( مص مرکب ) تعطیر. ( دهار ). تطبیب. ( تاج المصادر بیهقی ). تعریف. ( ترجمان القرآن ). معطر کردن. خوشبوی ساختن. خوشبوی گردانیدن. ( یادداشت مؤلف ) :
صبحی که مشام جان مشتاق
خوشبوی کند اذا تنفس.
سعدی.
فرهنگ فارسی
تعطیر تطبیب تعریف
کلمات مرتبط
خوشبو کردن
خوشبخت کردن
خوبی کردن
خوشدلی کردن
خوشبوی
خوشبوی ساختن
خوشبوی شدن
خوشبوی فروش
خوشبوی ناک
نظرات