خوشاب . [ خوَ / خ ُ ] (اِخ ) آب راهه ای است رود شاش را بماوراءالنهر. رجوع به کلمه ٔ خجنده در معجم البلدان شود. (یادداشت مؤلف ).
میوهای که در شربت قند یا شکر پخته شود
از توابع دهستان مذکوره ی ساری
(تلفظ: xo(u)šāb) (به مجاز) میوهای که با محلول آب و شکر میپزند ؛ آبدار و تر و تازه ؛ (در قدیم) تابان و درخشان (معمولاً در مورد بعضی از جواهرات) ؛ روشن و شفاف .
کمپوت
تازه، تر
آبدار، پرآب
خوشآبورنگ
۱. آبدار، پرآب
۲. تازه، تر
۳. خوشآبورنگ
۴. کمپوت