کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورنکاه | کلماتور
معنی کلمه : خورنکاه
تلفظ بین المللی :
/xˌornakˈɑh/
تلفظ :
[x,oRnak'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خورنگاه
خورنکه
خونکاه زرزمه
رفتگی خورنده
بدرد هر کاری خورنده
تلو تلو خورنده
خورنده غذاهای گوناگون
خورنده مواد پوسیده
سر خورنده
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خورنکاه. [ رَ ] ( اِخ ) صورتی از خورنگاه. ( المعرب جوالیقی ص 126 ). رجوع به خورنگاه شود.
کلمات مرتبط
خورنگاه
خورنکه
خونکاه زرزمه
رفتگی خورنده
بدرد هر کاری خورنده
تلو تلو خورنده
خورنده غذاهای گوناگون
خورنده مواد پوسیده
سر خورنده
نظرات