کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خورش کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈoreʃ kˈardan/
تلفظ :
[x'oReS k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زد و خورد کردن
لوطی خور کردن
پر خوری کردن
خارش کردن
خورد کردن
خوش مزه کردن
خوش نما کردن
خوش کردن
خوش گذرانی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خورش کردن. [ خوَ / خ ُ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خورش ساختن. خورش درست کردن. خورش تهیه کردن. || خورش دادن. طعام دادن :
بصفت چون خری بماند راست
که بشیر سگش خورش کردند.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
خورش ساختن خورش درست کردن
کلمات مرتبط
زد و خورد کردن
لوطی خور کردن
پر خوری کردن
خارش کردن
خورد کردن
خوش مزه کردن
خوش نما کردن
خوش کردن
خوش گذرانی کردن
نظرات