کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورسند-شدن | کلماتور
معانی کلمه : خورسند شدن
تلفظ بین المللی :
/xorˈasand ʃˈodan/
تلفظ :
[xoR'asand S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خرسند شدن
به در بسته خوردن یا با در بسته روبرو شدن
دم خورشید کباب شدن
مار خوردن و افعی یا اژدها شدن
خورسند
خورسند کردن
خورسند گردانیدن
خورسند گردیدن
خورسند گشتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خورسند شدن. [ خوَرْ / خُرْ س َش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خرسند شدن. شاد شدن. خورسند گشتن. ( یادداشت مؤلف ). || قانع و راضی شدن.
فرهنگ فارسی
خرسند شدن یا قانع و راضی شدن
کلمات مرتبط
خرسند شدن
به در بسته خوردن یا با در بسته روبرو شدن
دم خورشید کباب شدن
مار خوردن و افعی یا اژدها شدن
خورسند
خورسند کردن
خورسند گردانیدن
خورسند گردیدن
خورسند گشتن
نظرات