کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورد-پز | کلماتور
معانی کلمه : خورد پز
تلفظ بین المللی :
/xˈord pˈaz/
تلفظ :
[x'oRd p'az]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خورده پز
خوردی پز
خوردی پزی
خوردپز
خوردزور
خودپزش 1
خودپزش 2
خورد
خورد کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوردپز. [ خوَرْدْ / خُرْدْ پ َ ] ( نف مرکب ) پزنده خوردنی که بعربی طباخ گویند. آشپز، و آن را خوردی پز نیز گویند. ( انجمن آرای ناصری ). رجوع به خوردی پز شود.
فرهنگ فارسی
پزنده خوردنی که بعربی طباخ گویند آشپز و آنرا خوردی پز نیز گویند .
کلمات مرتبط
خورده پز
خوردی پز
خوردی پزی
خوردپز
خوردزور
خودپزش 1
خودپزش 2
خورد
خورد کردن
نظرات