Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خورخورا

تلفظ بین المللی : /xˌorxuːrˈɑ/ تلفظ :‌ [x,oRxu:R'A]
لغت نامه دهخدا
  • خورخوران
  • خوشخوراک
  • خورخوره
  • خور خورا
  • خورخور
  • خورورار
  • خوروران
  • خورخور علیا
  • خورخورست
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خورخورا. [ خُرْ خ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهریق بخش سلماس شهرستان خوی ، واقع در 26500 گزی باختر سلماس و پانصدگزی شمال ارابه رو حاجی جفان . این دهکده کوهستانی و سردسیر است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی جاجیم بافی است . راه مالرو می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2)....

کلمات مرتبط

  • خورخوران
  • خوشخوراک
  • خورخوره
  • خور خورا
  • خورخور
  • خورورار
  • خوروران
  • خورخور علیا
  • خورخورست
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات