Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خودکشی کردن

تلفظ بین المللی : /xodkˈoʃi kˈardan/ تلفظ :‌ [xodk'oSi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بطور خودکار عمل کردن
  • خودسری کردن
  • خودکار کردن
  • خبرکشی کردن
  • خرد و خاکشی کردن
  • خرد و خاکشی کرد
  • خودکشی
  • خودکشی با دارو
  • خودکشی یاخته ای
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خودکشی کردن. [ خوَدْ / خُدْ ک ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را کشتن. انتحار کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).- خودکشی کردن برای امری ؛ سخت خواهان آن بودن و کوشش و تلاش بسیار برای بدست آوردن آن کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : دیشب چه خودکشی که نکردم بکوی توبیرون نیامدی بتماشا چه فائده ؟ملا ناظم ( از آنندراج ).اول ببزم مهروفا خودکشان کنندآنگاه معنی دل ما را بیان کنند.اسیر ( از آنندراج ).تذرو وکبک برای چه خودک...

فرهنگ فارسی

خود را کشتن انتحار کردن

مترادف و متضاد

انتحار کردن، خود را کشتن، خودسوزی کردن ≠ قتل نفس کردن

۱. انتحار کردن، خود را کشتن، خودسوزی کردن ≠ قتل نفس کردن
۲. نسلکشی کردن

suicide (فعل)
خودکشی کردن

کلمات مرتبط

  • بطور خودکار عمل کردن
  • خودسری کردن
  • خودکار کردن
  • خبرکشی کردن
  • خرد و خاکشی کردن
  • خرد و خاکشی کرد
  • خودکشی
  • خودکشی با دارو
  • خودکشی یاخته ای
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات