خودساخته.[ خوَدْ / خُدْ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) بدون اصل و نسب.به همت دیگری صاحب مقام شده. مقابل عظامی. عصامی.
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که خود را برای کارهای بزرگ ورزیده و آماده ساخته است.
فرهنگ فارسی
بدون اصل و نسب بهمت دیگری صاحب مقام شده .
مترادف و متضاد
self-constituted (صفت)خود ساخته، تشکیل شده بوسیله نفس خودself-formed (صفت)خود ساخته، خود بخود تشکیل شدهself-made (صفت)خود ساختهself-raised (صفت)خود ساخته، ترقی کرده در اثر مساعی خود، خود پرورده...