کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوب-و-بد-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خوب و بد کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːb vˈa bˈad kˈardan/
تلفظ :
[x'u:b v'a b'ad k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خوب و بد
خوب بد و مرده
نیمه شب در باغ خوب و بد
ادم بد باطن و خوش ظاهر
هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
خوب و زشت
نجابت و رفتار خوب
هاضمه خوب و سالم
شروع کردن براساس تقویم و روز خوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خوب و بد کردن. [ ب ُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گزیدن. به گزینی کردن. انتخاب کردن. اختیار. اجتباء. گزیدن خوبها و رد کردن بدها. غث و سمین کردن. جید را از ردی جدا کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
گزیدن به گزینی کردن
کلمات مرتبط
خوب و بد
خوب بد و مرده
نیمه شب در باغ خوب و بد
ادم بد باطن و خوش ظاهر
هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
خوب و زشت
نجابت و رفتار خوب
هاضمه خوب و سالم
شروع کردن براساس تقویم و روز خوب
نظرات