کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خواهری | کلماتور
معانی کلمه : خواهری
تلفظ بین المللی :
/xɑhˈari/
تلفظ :
[xAh'aRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خواهری کردن
خواهری از سفر ارزوها
خواهری از سفر ارزوها 2
خواهری پسران
همسایه ها 2 انجمن خواهری برمی خیزد
انجمن خواهری
رزم خواهی
رشوت خواری
رشوه خواری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خواهری. [ خوا / خا هََ ] ( حامص ) حالت خواهر بودن. عمل و رفتار خواهر داشتن || ( ص نسبی ) منسوب به خواهر.
فرهنگ فارسی
حالت خواهر بودن عمل و رفتار خواهر داشتن یا منسوب به خواهر .
مترادف و متضاد
sisterhood
(اسم)
خواهری، انجمن خیریه مذهبی نسوان
sorority
(اسم)
خواهری، انجمن های خیریه یا کلوب نسوان
sororal
(صفت)
خواهری، خواهرانه
کلمات مرتبط
خواهری کردن
خواهری از سفر ارزوها
خواهری از سفر ارزوها 2
خواهری پسران
همسایه ها 2 انجمن خواهری برمی خیزد
انجمن خواهری
رزم خواهی
رشوت خواری
رشوه خواری
نظرات