خواستگاری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) خواستاری. درخواست. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت بخط مؤلف ). || خواهش. || طلب عروسی و زناشوئی. ( ناظم الاطباء ). عمل خواستگار. ( یادداشت مؤلف ). - بخواستگاری رفتن ؛ برای طلب عروس بمنزل دختر یا زنی رفتن. ( یادداشت مؤلف ). - بخواستگاری فرستادن ؛ برای طلب عروسی کسی را بمنزل دختر یا زنی فرستادن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
۱. تقاضای ازدواج کردن از زن یا دختری. ۲. (اسم ) رسمی که به این مناسبت برپا می شود.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) به دختر یا زنی پیشنهاد ازدواج دادن .
دانشنامه آزاد فارسی
مجموعۀ آداب و اعمال ازدواج پیش از برگزاری آداب و مراسم عَقدکُنان. در گذشته خواستگاری را به یاری زنان دلّال، بزازان دوره گرد، زنان دلاک و جز آن ها انجام می دادند. میانجی ها پس از جلب موافقت خانوادۀ دختر، روزی را برای خواستگاری تعیین می کردند. در مجلس خواستگاری داماد حضور نداشت. گروهی از زنان خانوادۀ داماد، مادر و خواهرها و زنان برادرها و جز آن ها، به خواستگاری می رفتند و اگر آن ها دختر را پسند می ک...
فرهنگ فارسی
۱ - طلب خواست خواهش . ۲ - طلب زناشویی . خواستاری درخواست
دانشنامه عمومی
خواستگاری به معنای پیشنهاد ازدواج است.صفائی، حسین و امامی، اسدالله. مختصر حقوق خانواده، تهران: نشر میزان، چاپ هشتم، بهار ۸۴. شابک ۹۶۴-۷۸۹۶-۲۷-۱در برخی گویش های فارسی مانند لهجه همدانی و گویش لکی خوازمنی هم گفته می شود.پس از آشنایی کافی دو انسان زمانی برای انجام این کار توسط آنها تعیین می شود؛ در ایران معمولاً خواستگاری توسط پسر و در حضور والدین یا سرپرست دختر انجام می شود؛ در روش مرسوم در ایران، ...
مترادف و متضاد
زنخواهی، طلب وصلت، طلب زناشویی، وصلتخواهی
suit(اسم)
جامه، درخواست، نوع، مرافعه، تسلسل، توالی، تقاضا، خواستگاری، دادخواست، عرضحال، یک دست لباس
matchmaking(اسم)
خواستگاری
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] خواستگاری از مقدمات ازدواج است. از آن در باب حج و نکاح سخن رفته است.خواستگاری به معنی درخواست ازدواج می باشد.احکام خواستگاریخواستگاری از زنی که برای خواستگار مانعی از ازدواج با وی وجود ندارد مستحب است. خواستگاری از زن شوهر دار و نیز زنی که بر خواستگار حرام ابدی است- مانند زنی که نُه بار او را طلاق داده یا با لعان از هم جدا شده اند- همچنین زنی که در ایام عده طلاق رجعی به سر می برد، حرام ...