معانی کلمه : خوار کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - سرزنش کردن اهانت . ۲ - ذلیل کردن .
مترادف و متضاد
تحقیر کردن، اهانت کردن
به ذلت کشاندن، ذلیل کردن
بیقدر کردن، بیارزش کردن
۱. تحقیر کردن، اهانت کردن
۲. به ذلت کشاندن، ذلیل کردن
۳. بیقدر کردن، بیارزش کردن
