کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خنک-کن | کلماتور
معانی کلمه : خنک کن
تلفظ بین المللی :
/xonˈakkon/
تلفظ :
[xon'akkon]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
خنک کن بخاری
خنک کن ابشاری
خنک کن آبشاری
برج خنک کن
برج خنک کن تر
برج خنک کن خشک
برج خنک کن دمشی واداشته
برج خنک کن مکشی القایی
برج خنک کن مکشی طبیعی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
خنک کن. [ خ ُ ن ُ ک ُ ] ( نف مرکب ، اِ مرکب ) دستگاهی که در ماشین های حرارتی قرار می گیرد تا بر اثر آن ماشین زیاد گرم نشود.
فرهنگ فارسی
دستگاهی برای خنک کردن یک مایع یا جامد
دستگاهی که در ماشین های حرارتی قرار می گیرد تا بر اثر آن ماشین زیاد گرم نشود .
مترادف و متضاد
refrigerant
(اسم)
کولر، سردکن، خنک کن
فرهنگستان زبان و ادب
{cooler} [مهندسی بسپار، مهندسى شیمى] دستگاهی برای خنک کردن یک مایع یا جامد
کلمات مرتبط
خنک کن بخاری
خنک کن ابشاری
خنک کن آبشاری
برج خنک کن
برج خنک کن تر
برج خنک کن خشک
برج خنک کن دمشی واداشته
برج خنک کن مکشی القایی
برج خنک کن مکشی طبیعی
نظرات