Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خنجک

تلفظ بین المللی : /xˈandʒak/ تلفظ :‌ [x'andZak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • زاهد خنک
  • شش خنج
  • شیر خنک
  • شیره خنک
  • علی خنجی
  • قائمه ٔ خنجر
  • کمر خنجر
  • گل خنجری
  • موتور آب خنک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خنجک . [ خ ِ ج َ ] (اِ) درمنه . (ناظم الاطباء).

خنجک . [ خ ُ ج َ ] (اِ) بنه . حبةالخضراء. (ناظم الاطباء). درختی است کژ بر کوه روید. بتازی حبةالخضراش گویند. بوکلک . چتلانغوش . (یادداشت بخط مؤلف ). شجر محلب . (بحر الجواهر) : یاد نآری پدرت را که مدام گه بتنگش چدی و گه خنجک .(از فرهنگ اسدی نخجوانی )....

فرهنگ عمید

بَنه#NAME?

= خارخسک: ◻︎ نباشد بس عجب از بختم ار عود / شود در دست من مانند خنجک (ابوالمؤید: شاعران بی‌دیوان: ۶۰).

= خارخسک: نباشد بس عجب از بختم ار عود / شود در دست من مانند خنجک (ابوالمؤید: شاعران بی دیوان: ۶۰ ).
= بَنه

فرهنگ معین

(خَ جَ ) (اِ. ) نک خارخسک .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سیاه دانه . ۲ - درمنه .
بنه حبه الخضرائ درختی است کژ بر کوه روید بتازی حبه الخضراش گویند .

کلمات مرتبط

  • زاهد خنک
  • شش خنج
  • شیر خنک
  • شیره خنک
  • علی خنجی
  • قائمه ٔ خنجر
  • کمر خنجر
  • گل خنجری
  • موتور آب خنک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات