Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خنجر

تلفظ بین المللی : /xˈandʒar/ تلفظ :‌ [x'andZaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد
  • خنجر زدن
  • خنجر زن
  • خنجر مردم اندونزی و مالایا
  • خنجر پارسی
  • خنجر اوژن
  • خنجر بازی
  • خنجر بر سنگ کشی
  • خنجر بر سنگ کشیدن
  • خنجر بر فسن زدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خنجر. [ خ َ ج َ ] (ع ص ، اِ) ماده شتر بسیارشیر. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). خنجرة. رجوع به خنجرة شود.

خنجر. [ خ َ ج َ ] (اِخ )دهی است از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو. دارای 126 تن سکنه . آب آن از رود مشکین و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن ارابه رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

حربۀ بُرنده به اندازۀ کارد که تیغه اش کج و هر دو دم آن تیز باشد، دشنه.

فرهنگ معین

(خَ جَ ) [ ع . ] (اِ. ) سلاحی به اندازة کارد که نوک تیز دارد و تیغه اش کج و برنده است .

دانشنامه آزاد فارسی

سلاحی سرد شبیه کارد و دشنه با تیغه ای کوتاه و معمولاً خمیده از جنس فولاد. در نبردهای تن به تن، در میان پارتیان، به کار می رفت. خنجرهای دورۀ صفوی دو گونه بود: کردی و هندی. خنجرهای کردی کوچک و هلالی شکل با تیغه های شیاردار دودَمه ساخته می شد و سر و ته دستۀ آن ها یکسان بود. خنجرهای هندی بزرگ تر، با نوک بسیار باریک دسته ای استخوانی مخروطی بود. تیغۀ آن ها فقط از یک سو تیزی و برندگی داشت. خنجرها نیز مان...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سلاحی بانداز. کارد که نوک دار و تیغه اش کج و برنده است دشنه. ۲ - سر نیز. تفنگ . یا خنجر زر . ۱ - سرزدن آفتاب . ۲ - عمود صبح . یا خنجر زرفشان . خنجر زر . یا خنجر سیم . عمود صبح . یا خنجر فلک . ۱ - دمیدن صبح . ۲ - طلوع آفتاب .دهی است از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو دارای ۱۲۶ تن سکنه . آب آن از رود مشکین و محصول آن : غلات و حبوبات شغل اهالی زراعت و گله داری و راه ارابه رو اس...

دانشنامه عمومی

خَنجَر (به انگلیسی: Dagger) نوعی سلاح سرد است کوتاه، به اندازه کارد، که دو دَم آن تیز و بُرنده است. خنجر های شرقی بیشتر خم است و خنجر های اروپایی بیشتر شبیه یک شمشیر کوتاه است.این سلاح نباید با «دشنه» (به انگلیسی: Stiletto) استباه شود.کلمه خنجر معربِ خونگر در فارسی است.wiki: دهستان مشگین غربی قرار دارد.بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۳۴۷ نفر با ۸۵ خانوار بوده است.wiki: خنجر (مشگین شهر)...

گویش اصفهانی

تکیه ای: xanǰar
طاری: xanǰar
طامه ای: xanǰar
طرقی: xanǰar
کشه ای: xanǰar
نطنزی: xanǰar

مترادف و متضاد

bodkin (اسم)خنجر، نوعی جوالدوزdirk (اسم)خنجر، دشنه، جنجرponiard (اسم)خنجر، دشنهstylet (اسم)خنجر، دشنه، سیخ، قلم گراور سازی و حکاکیbowie knife (اسم)خنجر، دشنه...

کلمات مرتبط

  • خنجر زدن
  • خنجر زن
  • خنجر مردم اندونزی و مالایا
  • خنجر پارسی
  • خنجر اوژن
  • خنجر بازی
  • خنجر بر سنگ کشی
  • خنجر بر سنگ کشیدن
  • خنجر بر فسن زدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات