خلعت. [ خ ِ / خ َع َ ] ( ع اِ ) جامه و جز آن که بزرگی مر کسی را پوشاند. و تن پوش که پادشاه و یا امیری مر نوکر خود را پوشاند. پایزه. ( ناظم الاطباء ). بکسر اول جامه ای از تن کنده بکسی دادن و در عرف جامه ای که ملوک و امراء بکسی دهند و کم از سه پارچه نباشد. دستار و جامه و کمربند. ج ، خلاع. و فاخر از صفات اوست. ( از آنندراج ). در عربی خلعة بکسر اول و در تداول فارسی زبانان ، بفتح اول تلفظ شود. تشریف. (...
فرهنگ عمید
۱. لباس یا پارچه ای که خانوادۀ داماد به عروس یا خانوادۀ او هدیه می دهند. ۲. [مجاز] کفن. ۳. [قدیمی] جامۀ دوخته که از طرف شخص بزرگ به عنوان جایزه یا انعام به کسی داده شود. ۴. [قدیمی] هدیه، پاداش. ۵. [قدیمی] لباس.
فرهنگ معین
(خِ عَ ) [ ع . خلعة ] (اِ. ) جامة دوخته که بزرگی به کسی بخشد. ج . خِلَع .
دانشنامه آزاد فارسی
(یا: تشریف)جامه، نشان، عنوان، مقام، منصب یا مزایایی که از جانب شاه و بزرگان به شخص اهدا می شود. دادن خلعت از دورۀ کوروش کبیر رواج داشت. به نوشتۀ مقریزی، نخستین کسی که در ایران پس از اسلام، این رسم را معمول کرد هارون الّرشید بود که به جعفر بن یحیی برمکی، وزیر خود، خلعت داد. در زمان های بعد، به این لباس افتخار، «تشریف» می گفتند. گاه شاعران در برابر سرودن شعری، خلعت می ستاندند. این رسم تا بدان جا پیش...
فرهنگ فارسی
( اسم ) جام. دوخته که بزرگی بکسی بخشد . جمع : خلع .
دانشنامه عمومی
لباس
جامه ای که بزرگی به کسی بخشد
خلعت گونه ای پوشش از پارچهٔ ابریشمینِ زربفت و مجلل بود که در قرون وسطی پوشیده می شد. در بافتِ پارچهٔ آن اغلب طلا و نقره بکار می رفت.خلعت به سبب انتساب آن به خلیفه یا سلطان، همواره مایه افتخار گیرنده آن بوده و در واقع خلیفه یا سلطان با خلعت بخشیدن به کارگزاران بر آنان منّت می نهاد و آنان نیز این منّت را با افتخار می پذیرفتند.جعل واژه تشریف -که ظاهرآ جدی...
[ویکی فقه] خِلعت «در تداول فارسی زبانان: خَلعت»، جامه های فاخر و گاه سایر اشیای گران بها که خلفا و پادشاهان به رسم تکریم و قدردانی عمومآ به صاحب منصبان می بخشیدند؛ نیز از جمله لوازم و شعائر رسمی خلافت و سلطنت در دوره اسلامی بوده.خلعت به سبب انتساب آن به خلیفه یا سلطان، همواره مایه افتخار گیرنده آن بوده و در واقع خلیفه یا سلطان با خلعت بخشیدن به کارگزاران بر آنان منت می نهاد و آنان نیز این منّت را ...