خلجان . [ خ َ ل َ ] (ع مص ) پریدن چشم . (منتهی الارب ).
خلجان . [ خ َ ل َ ] (ع اِمص ) مودت . محبت . عشق . (ناظم الاطباء). || خواهش . آرزو. || خارخار. || میل خاطر. رغبت . (ناظم الاطباء) (برهان قاطع).
تپش، لرزش
پریدن چشم
محبت، عشق، مودت
اضطراب، دلهره، نگرانی، بیم
آرزو، رغبت، خارخار، خواهش، میل
به خاطر درآمدن، به خاطررسیدن، به ذهن خطور کردن
۱. تپش، لرزش
۲. اضطراب، دلهره، نگرانی، بیم
۳. آرزو، رغبت، خارخار، خواهش، میل
۴. محبت، عشق، مودت
۵. پریدن چشم
۶. به خاطر درآمدن، به خاطررسیدن، به ذهن خطور کردن