خلاص . [ خ َل ْ لا ] (ع ص ) نجات دهنده . آزادکننده . رهاکننده . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خلاص . [ خ ِ ] (ع مص ) مخالصة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به مخالصة در این لغت نامه شود.
خالص و بیغش بهویژه طلا، نقره، یا روغن.
۱. رهایی یافتن؛ نجات یافتن.
۲. رهایی؛ نجات.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] صمیمیت.
(خَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) رهایی یافتن . 2 - (اِمص .) رهایی ، رستگاری .
(خِ) [ ع . ] (ص .) بی غش ، ناب ، ناآمیخته (طلا، نقره ، روغن و جز آن ).
صفت ≠ اسیر، گرفتار، درگیر
آزاد، آسوده، رها، فارغ، مرخص، مستخلص، ول
۱. آزاد، آسوده، رها، فارغ، مرخص، مستخلص، ول ≠ اسیر، گرفتار، درگیر
۲. رهایی، نجات، استخلاص
رها