خلاب . [ خ ِ ] (ع مص ) مصدر دیگر خلب است . (منتهی الارب ). رجوع به خلب در این لغت نامه شود. || مخالبة. رجوع به مخالبة در این لغت نامه شود.
خلاب . [ خ َل ْ لا ] (ع ص ) مرد فریبنده ٔ مکار. دروغگو. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). بسیار فریبا. (یادداشت بخط مؤلف ).
(خَ) (اِمر.) باتلاق ، لجنزار.
(خِ) [ ع . ] (مص م .) فریفتن ، مکر و حیله نمودن .