خفه . [ خ ُ ف َ / ف ِ ] (اِ) سرفه . سعال . (ناظم الاطباء).
خفه . [ خ ِف ْ ف َ ] (ع مص ) سبک گردیدن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). سبک شدن و در خدمت . شتافتن . (تاج المصادر بیهقی ). || (اِمص ) سبکی . (منتهی الارب ) (دهار).
خفه – اختلال در تنفس که سبب مرگ شود
تار، تاریک
دلگیر، گرفته
اسم ≠ دلباز
گلوفشرده، محتقن، مرده
۱. گلوفشرده، محتقن، مرده
۲. تار، تاریک
۳. دلگیر، گرفته ≠ دلباز
خپه