کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خفت-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خفت کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈoft kˈardan/
تلفظ :
[x'oft k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
اصطلاحات
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
با گاز خفه کردن
خرفت کردن
خست کردن
خفه کردن
راهزنی به وسیله خفه کردن مردم
خف کردن
خشت زنی کردن
خشت فروشی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
اصطلاحات
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
خفت کردن. [ خ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کمین کردن. پنهان و مترصد شکاری نشستن ، چنانکه یوز و گربه و غیره. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کمین کردن پنهان و مترصد شکاری نشستن .
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> خفت کردن
زورگیری کردن
مترادف و متضاد
steeve
(فعل)
بار کردن، خفت کردن، تنگ هم چیدن
واژه نامه بختیاریکا
خِر کردن
کلمات مرتبط
ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
با گاز خفه کردن
خرفت کردن
خست کردن
خفه کردن
راهزنی به وسیله خفه کردن مردم
خف کردن
خشت زنی کردن
خشت فروشی کردن
نظرات