خطیب . [ خ َطْ طی ] (ع ص ) مرد که خواستگاری زن کرده باشد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (اقرب الموارد). ج ، خِطِّیبون .
خطیب . [ خ َ ] (اِخ ) نام او داودبن یوسف الحنفی است و او راست : الفتاوی الغیاثیه : او این کتاب را بسلطان ابوالمظفر غیاث الدین یمین تقدیم کرد و درهامش آن فتاوای ابن نجیم یا الفتاوی الزینبیه در فقه حنفی است این کتاب با نف...
دمشقی جلال الدین محمد بن عبدالرحمن شافعی قزوینی خطیب جامع دمشق و دانشمند ( ف. ۷۳۹ ه. ق . ) از آثار او تلخیص المفتاح و ایضاح است . ( صفت ) ۱ - مرد خطبه خوان سخنران . ۲ - واعظ . جمع : خطبائ ( خطبا ) . ابوالفرج بن عبدالقادر بن صالح بن عبدالرحیم خطیب : از بزرگان شافعی در عصر خود بود مولد و وفاتش بدمشق اتفاق افتاد .
دانشنامه عمومی
خطیب ممکن است اشاره به یکی از موارد زیر باشد:سخنرانخطیب (روستا)، روستایی است از توابع بخش لاله آباد شهرستان بابلخطیب (محله)، از محله های قدیمی تبریزخطیب بغدادی، مورخ و حدیث شناس؛ نویسندهٔ کتاب «تاریخ بغداد».wiki: خطیب خطیب (بردسیر). خطیف (بردسیر)، روستایی از توابع بخش لاله زار شهرستان بردسیر در استان کرمان ایران است.این روستا در دهستان قلعه عسگر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱...
گویش مازنی
از توابع دهستان لاله آباد بابل
/Khatib/ از توابع دهستان لاله آباد بابل
فرهنگ اسم ها
اسم: خطیب (پسر) (عربی) (تلفظ: khatib) (فارسی: خَطیب) (انگلیسی: khatib) معنی: سخن ران، آن که در سخنرانی مهارت دارد، آن که خطبهی نماز جمعه را میخواند، ( اعلام ) ) عبدالجواد خطیب [، قمری] خوشنویس، ادیب، خطیب و شاعر متخلص به خطیب و ملقب به لسانالدین فرزند ملاعبدالله تحصیلات خود را نزد بزرگان اصفهان گذراند و امام جمعه اصفهان لقب خطیب به او داد، در اعیاد خطبه میخواند، خط را زیبا مینوشت و معلم خوشنویسی ...