خط. [ خ ُطط ] (اِخ ) موضع حیی . (ناظم الاطباء).
خط. [ خ ُطط ] (اِخ ) نام جای پرنخلستان است در بحرین و آنرا خط عبدالقیس نیز می گویند. (معجم البلدان ).
مسیر
1. هریک از قطعات صوتی ضبطشده در یک مخزن ذخیرۀ اطلاعات 2. هریک از نشانکهای مجزای ضبطشدۀ صوتی یا میدی
راه
۱جاده ۲خط – اتصال دو نقطه
سطر
راه
مرام
مسیر
کتابت
دستخط
ردیف، صف
خوشنویسی
حکم، فرمان، منشور
الفبا، حروف، نویسه
دستنبشته، دستنوشته
جرگه، حلقه، زمره، گروه، باند
رقیمه، عریضه، مراسله، مرقومه، مکتوب، نامه، نوشته
دبیره، سمیره