خشکی. [ خ ُ ]( حامص ) یبوست. ضد تری. ( از حاشیه برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) : نخستین که آتش ز جنبش دمیدز گرمیش پس خشکی آمد پدیدوزان پس ز آرام سردی نمودز سردی همان باز تری فزود.فردوسی. || بی بارانی. قحطی و تنگی بر اثر باران نیامدن. ( از حاشیه برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) : چو خواهد بود سال بد بگیهان پدید آیدش خشکی در زمستان.( ویس و رامین ).صحرای بی نبات پر از خشکی گویی که سوخته ست به ابرنج...
فرهنگ عمید
۱. خشک و بی آب بودن. ۲. (اسم ) [مقابلِ دریا] زمین، برّ. ۳. یبوست. ۴. [قدیمی] خشک سالی.
فرهنگ فارسی
حالتی که در آن اقلیم، فاقد نم کافی برای بهبود حیات است
۱ - خشک بودن مقابل تری . ۲ - ( اسم ) بر مقابل دریا بحر .
دانشنامه عمومی
خشکی یا بَرّ بخش سخت زمین است که اغلب زیر آب نیست. عمدهٔ فعالیت های انسان در خشکی ها است که امکان کشاورزی و سکونت و منبع های طبیعی گوناگون را دارد.زمین چهرwiki: مهیج رازآلود نوشتهٔ جین هارپر است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.wiki: خشکی (رمان)...
[ویکی فقه] خشکی ضد تری می باشد .خشکی ، حالت خشک، مقابل تر ی و مقابل دریا است .کاربرد خشکی در فقهاز آن به معنای اوّل در بابهای طهارت، صلات، زکات، حج، و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.احکام مطهر بودن زمین خشکدر اینکه خشک بودن زمین از شرایط پاک کنندگی آن است یا نه، اختلاف است در پاک شدن کف پا و ته کفش نجس به وسیله زمین، تر بودن آنها شرط نیست؛ بلکه اگر خشک هم باشند، در صورت زوال عین نجاست، با راه رفتن روی...
فرهنگستان زبان و ادب
{aridity} [علوم جَوّ] حالتی که در آن اقلیم، فاقد نم کافی برای بهبود حیات است