Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خشکناد

تلفظ بین المللی : /xˌaʃaknˈɑd/ تلفظ :‌ [x,aSakn'Ad]
لغت نامه دهخدا
  • خشکانده شده در افتاب
  • خشکاندیش
  • کسی یا چیزی که می خشکاند
  • گوشت خشکانده
  • خشکاندن
  • خشکنان
  • خشکنای
  • خشکانده
  • خشکناب
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خشکناد. [ خ ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد، واقع در 30 هزارگزی راه عمومی. این ده در کوهستان قرار دارد با آب وهوای سردسیری. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و دیمی و لبنیات و شغل اهالی آنجا قالی کردی و جوال و جاجیم بافی و راه مالرو است. ساکنان آن از طایفه غیاثوند سرخوری خاتون اند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

کلمات مرتبط

  • خشکانده شده در افتاب
  • خشکاندیش
  • کسی یا چیزی که می خشکاند
  • گوشت خشکانده
  • خشکاندن
  • خشکنان
  • خشکنای
  • خشکانده
  • خشکناب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات