معانی کلمه : خشک جنباندن
لغت نامه دهخدا
خشک جنباندن. [ خ ُ جُم ْ دَ ] ( مص مرکب ) کار بی فایده و حرکات بی نفع کردن :
کم شنیدم چو تو لت انبانی
تر فروشی و خشک جنبانی.
کم شنیدم چو تو لت انبانی
تر فروشی و خشک جنبانی.
فرهنگ فارسی
کار بی فایده و حرکات بی نفع کردن
