خسران . [ خ ُ ] (اِخ )نام دیهی است از دیههای کوزدر. (تاریخ قم ص 141).
خسران . [ خ ُس ُ ] (اِخ ) نام یکی از سران مغول است : خسران از خوف خسران خود از جانب سلطان صلاح کار خود و از آن او در آن دیدند که ... (جهانگشای جوینی ). و آن اندیشه سبب کودکی و دلشکستگی سلطان بود چون نزدیک خسران خود هزارسف و دیگر امرا رفت . (جهانگ...
فرهنگ عمید
۱. ضرر کردن، زیان دیدن. ۲. زیانکاری.
فرهنگ معین
(خُ ) [ ع . ] (اِمص . ) زیانکاری ، زیانمندی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) زیان بردن ضرر دیدن . ۲ - ( اسم ) زیانکاری زیانمندی . ۳ - ( اسم ) زیان ضرر . نام دیهی است از دیه های کوزدر
[ویکی فقه] خُسْران، اصطلاحی قرآنی و حدیثی می باشد که در مورد نقصان در مال، جان و دین به کار رفته است.مصدر خسران از ریشه «خ س ر» و به معنای نقصان، هلاکت، زیان و گمراهی است. به نوشته ابوهلال عسکری ، خسران به معنای از دست رفتن تمام یا بخشی از سرمایه و معنای اصیل آن در زبان عربی هلاکت است. با این حال، ابن فارِس نقص (کاستی) را معنای اصلی ماده خَسِرَ دانسته است. این واژه از یک سو هم به انسان و هم به فعل...