معانی کلمه : خسران
لغت نامه دهخدا
خسران . [ خ ُ ] (اِخ )نام دیهی است از دیههای کوزدر. (تاریخ قم ص 141).
فرهنگ عمید
۱. ضرر کردن، زیان دیدن.
۲. زیانکاری.
۲. زیانکاری.
فرهنگ معین
(خُ ) [ ع . ] (اِمص . ) زیانکاری ، زیانمندی .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) زیان بردن ضرر دیدن . ۲ - ( اسم ) زیانکاری زیانمندی . ۳ - ( اسم ) زیان ضرر .
نام دیهی است از دیه های کوزدر
نام دیهی است از دیه های کوزدر
مترادف و متضاد
آسیب، اضرار، خسارت، زیان، زیانمندی، ضرر، لطمه ≠ نفع
