Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خسانیدن

تلفظ بین المللی : /xasˈɑnidˌan/ تلفظ :‌ [xas'Anid,an]
لغت نامه دهخدا
  • خشانیدن
  • خلانیدن
  • خمانیدن
  • خیسانیدن
  • خرانیدن
  • خزانیدن
  • خسائیدن
  • خساندن
  • خسبانیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خسانیدن. [ خ َ دَ ] ( مص ) به دندان ریش کردن. ( از برهان قاطع ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ) ( یادداشت بخط مؤلف ) :
دریا دو چشم و بر دل آتش همی فزاید
مردم میان دریا و آتش چگونه پاید
بی شک نهنگ دارد دل را همی خساید
ترسم که ناگوارد کایدون نه خرد خاید.
رودکی.
اَغافَة؛ خسانیدن شاخ غاف و جز آنرا. ( منتهی الارب ).

کلمات مرتبط

  • خشانیدن
  • خلانیدن
  • خمانیدن
  • خیسانیدن
  • خرانیدن
  • خزانیدن
  • خسائیدن
  • خساندن
  • خسبانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات