خروش . [ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ خَرَش . (منتهی الارب ). رجوع به خَرَش شود.
۱گوساله ی رو به رشد ۲نام گاو
بانگ، ندا ≠ سکوت
دادوبیداد، غریو، غلغله، غوغا، فریاد، نعره، نفیر، هیاهو
۱. بانگ، ندا
۲. دادوبیداد، غریو، غلغله، غوغا، فریاد، نعره، نفیر، هیاهو ≠ سکوت
۳. افغان، زاری، ضجه