کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرم-شاه-سلطان | کلماتور
معانی کلمه : خرم شاه سلطان
تلفظ بین المللی :
/xˈorram ʃˈɑːh sˈoltɑn/
تلفظ :
[x'oRRam S'A:h s'oltAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خرم شاه
شاد و خرم
خرم شاد
خرم و شاد
قنات خرم شاهی گناباد
بجلو خم شده
بطرف پایین و عقب خم شده
پوست خام یا دباغی شده اسب
خرج شده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خرم شاه سلطان. [ خ ُرْ رَ س ُ ] ( اِخ ) خواهرزاده ظهیرالدین میر بابرمیرزا بود وبحکومت بلخ رسید. ( حبیب السیر ج 4 ص 388 چ خیام ).
فرهنگ فارسی
خرم شاه سلطان خواهر زاده ظهیر الدین میر بابر میرزا بود و بحکومت بلخ رسید .
کلمات مرتبط
خرم شاه
شاد و خرم
خرم شاد
خرم و شاد
قنات خرم شاهی گناباد
بجلو خم شده
بطرف پایین و عقب خم شده
پوست خام یا دباغی شده اسب
خرج شده
نظرات