خرم . [ خ ُرْ رَ ] (اِخ ) لقب پدر حسین بن ادریس حافظ است . (منتهی الارب ).
خرم . [ خ ُ ] (اِخ ) نام کوههای کوچکی بوده است بکاظمیه . (از جوالیقی ص 131).
اخرم#NAME?
۱. شاد؛ شادمان.
۲. خوش.
۳. تازه و شاداب.
خاموش کردن چراغ یا آتش
از توابع دهستان بندپی بابل
۱هم سنخ – هم پایه – هم ارزش ۲مناسب
(تلفظ: xorram) سرسبز و با طراوت ، شاد ، خوشحال ، خوب ، خوش ، فرخنده ، مبارک .
باصفا، باطراوت، نزه، سرسبز ≠ بیصفا
بشاش، خشنود، خوش، خوشحال، خوشدل، زندهدل، سرسبز، شاد، شادان، شادمان، مبتهج، مسرور، مشعوف، مصفا ≠ ناشاد
۱. باصفا، باطراوت، نزه، سرسبز
۲. بشاش، خشنود، خوش، خوشحال، خوشدل، زندهدل، سرسبز، شاد، شادان، شادمان، مبتهج، مسرور، مشعوف، مصفا ≠ بیصفا
۳. ناشاد