کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرده-ریزه | کلماتور
معانی کلمه : خرده ریزه
تلفظ بین المللی :
/xˈordeː rˈizeː/
تلفظ :
[x'oRde: R'ize:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خرده ریزها
معامله خرده ریز
خرده ریز
خورده ریزه
خورده ریز
خورده و ریز دانه های ناشی از اره کشیدن
خرد و ریز
خرفه گل ریز
خوده ریده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خرده ریزه. [ خ ُ دَ / دِ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) چیزهای بسیار کوچک. آشغال. ریزه پیزه. خرت و پرت. خرده ریز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - اشیائ کم ارزش چیزهای کم فایده یا بیهوده . ۲ - باقیماند. هر چیز آشغال .
کلمات مرتبط
خرده ریزها
معامله خرده ریز
خرده ریز
خورده ریزه
خورده ریز
خورده و ریز دانه های ناشی از اره کشیدن
خرد و ریز
خرفه گل ریز
خوده ریده
نظرات