معانی کلمه : خردسنج
لغت نامه دهخدا
خردسنج. [ خ ِ رَ س َ ] ( ن مف مرکب ) عقل سنج. آنچه میزان سنجش عقل است :
ای معنی را نظم خردسنج تو میزان
ای حکمت را نثر تو بربسته به مسطر.
ای معنی را نظم خردسنج تو میزان
ای حکمت را نثر تو بربسته به مسطر.
فرهنگ فارسی
عقل سنج آنچه میزان سنجش عقل است
مترادف و متضاد
micrometer (اسم)
میکرومتر، ریز سنج، ریز پیما، خردسنج، ذره سنج
