کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرد-نقش | کلماتور
معانی کلمه : خرد نقش
تلفظ بین المللی :
/xˈerad nˈaq1ʃ/
تلفظ :
[x'eRad n'aq1S]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
برای نقش خود مناسب نبودن
در ایفای نقش خود افراط کردن
خرده نقش
خردنقش
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
خرد ساختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خردنقش. [ خ ُ ن َ ] ( ص مرکب ) کوچک نقش. آن پارچه که شکل های کوچک و خرد دارد :
هر درختی پرنیان چینی اندر سر کشید
پرنیان خردنقش سبزبوم لعل کار.
فرخی.
قبای سقلاطون بغدادی بود سپیدی سپید، سخت خردنقش پیدا. ( تاریخ بیهقی ). || آن که هیکل و جسم کوچک دارد.
فرهنگ فارسی
کوچک نقش آن پارچه که شکل های کوچک و خرد دارد .
کلمات مرتبط
برای نقش خود مناسب نبودن
در ایفای نقش خود افراط کردن
خرده نقش
خردنقش
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
خرد ساختن
نظرات