کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خرد-دهان | کلماتور
معانی کلمه : خرد دهان
تلفظ بین المللی :
/xˈerad dahˈɑn/
تلفظ :
[x'eRad dah'An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خرد دهانی
دانای مینوی خرد
چاک دهن یا دهان خود را باز کردن
ادمی که خود را دانا پندارد
خرده دان
مسبب واکنش نشان دان دیگری به خود شدن
خر چه داند قیمت نقل و نبات
زبان خر را خلج می داند
کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خرددهان. [ خ ُرْدْ، دَ ] ( ص مرکب ) کوچک دهان. ریزه دهان. || ( اِ مرکب ) خرد دهان ؛ ترکیب وصفی مقلوب به معنی دهان ِ کوچک :
از زلف تو بوی عنبر و بان آید
زآن خرد دهان هزارچندان آید.
فرخی.
فرهنگ فارسی
کوچک دهان ریزه دهان
کلمات مرتبط
خرد دهانی
دانای مینوی خرد
چاک دهن یا دهان خود را باز کردن
ادمی که خود را دانا پندارد
خرده دان
مسبب واکنش نشان دان دیگری به خود شدن
خر چه داند قیمت نقل و نبات
زبان خر را خلج می داند
کسی نمی داند چه خاکی به یا بر سر خود بریزد یا کند
نظرات